جنگی که اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) با هدف نابودی جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، هنوز به نتیجۀ مطلوب آن دو دولت نینجامیده است. مسئولان بلندپایۀ ایالات متحد آمریکا بارها مدعی شده اند که تواناییهای بالستیک ایران را به کل نابود کرده اند. اما بسیاری از رسانههای معتبر جهان و کارشناسان نظامی بینالمللی، چنین ادعاهایی را ناسازگار با واقعیتهای میدانی میدانند.
روز شنبه (۲۸ مارس برابر با ۸ فروردین) در یک حملۀ پهپادی و موشکیِ جمهوری اسلامی ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در عربستان سعودی، نزدیک به بیست نظامی آمریکایی زخمی شدند و دو فروند هواپیمای سوخترسانِ کیسی-۱۳۵ سخت آسیب دیدند. همزمان، دو پهپاد بندر صَلاله در عمان را هدف قرار دادند. در همان روز شرکت «امارات گلوبال آلومینیوم» اعلام کرد که یکی از تأسیسات آن در ابوظبی بر اثر حملۀ پهپادی و موشکی ایران سخت آسیب دیده است. به گفتۀ مقامهای اماراتی، در آن حمله شش نفر زخمی شده اند.
به نوشتۀ «نیویورک تایمز»، این چند نمونه از سلسله حملات گسترده و پی در پی جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر نشاندهندۀ یک حقیقت است و آن اینکه به رغم ادعاهای دولت آمریکا، جمهوری اسلامی ایران توانایی نظامیاش را از دست نداده و میتواند به حملات دشمنانش پاسخ دهد. به نوشتۀ این روزنامه: « ایران برای بیثبات کردن منطقه و وارد آوردن ضربههای سنگین به دشمنان خود، هنوز به اندازۀ کافی زرادخانۀ موشکی و پهپادی در اختیار دارد و برخلاف آنچه ترامپ میگوید، این کشور عرصه را رها نکرده و حضوری سنگین در میدان نبرد دارد».
این رسانۀ آمریکایی تنها رسانهای نیست که واقعیتِ جنگ را چنان که هست بازتاب میدهد. روز شنبه ۲۸ مارس (۸ فروردین ۱۴۰۴) روزنامۀ «گاردین» با استناد به گزارش رویترز نوشت: «پس از یک ماه جنگ، ایالات متحد آمریکا در حدود یک سومِ زرادخانۀ موشکی و پهپادی ایران را نابود کرده است». این روزنامۀ بریتانیایی در ادامه افزود: به احتمال زیاد یک سوم دیگر از پهپادها و موشکهایی که رژیم ایران پیش از آغاز جنگ در اختیار داشت، آسیب دیده یا در تونلها و پناهگاههای زیرزمینی در زیر خاک پنهان شده اند». بنابراین، اگرچه این بخش از زرادخانۀ موشکی و پهپادی ایران اکنون در دسترس نیست، اما زرادخانهای است که به یقین نابود نشده است.
شکی نیست که براثر بمبارانهای سنگینِ اسرائیل و ایالات متحد آمریکا از شمار موشکها و پهپادهای ایران کاسته شده است، اما به نوشتۀ «گاردین»، ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا نیز ته کشیده است. زیرا آمریکاییها در این مدت ناگزیر بودند از متحدان خود در خلیج فارس در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران محافظت کنند.
با توجه به این واقعیتها، روزنامۀ «فایننشال تایمز» دو پرسش اساسی مطرح میکند: نخست اینکه ایران تا چه مدت میتواند آهنگ کنونی پرتاب موشک و پهپاد را حفظ کند و دوم اینکه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس تا چه مدت میتوانند به رهگیری موشکها و پهپادهای ایران ادامه دهند؟».
برای پاسخگویی به این دو پرسش، روزنامۀ فایننشنال تایمز با چند کارشناس نظامی مصاحبه کرده است. به گفتۀ «ساشا بروکمن»، کارشناس موسسۀ بینالمللی مطالعات استراتژیک، شلیک موشکهای ایران در قیاس با سه روز اول جنگ بهطورکلی کاهش یافته است. از سوی دیگر، میزان رهگیریِ حملات ایران همچنان بسیار بالاست. بنابراین، اگر حملات موشکی این هفته به هدفهای خود اصابت کردند، نباید به این نتیجه برسیم که ایران میتواند به چنین حملاتی ادامه دهد.
اما «دَنی سیترینوویچ» از موسسۀ مطالعات امنیت ملی معتقد است که کاهش حملات ایران میتواند بخشی از یک استراتژی میانمدت باشد. به گفتۀ این کارشناس، به نظر میرسد ایران در حال جیرهبندیِ استفاده از موشکها و پهپادهای خود است، زیرا اگر جنگ به طول بینجامد آن کشور میتواند با شلیک موشک و پهپاد با آهنگ کنونی، زرادخانۀ کافی برای چند هفته دیگر نیز داشته باشد. بنابراین، برخلاف آمریکاییها و اسرائیلیها، جمهوری اسلامی ایران به جای «مغلوب کردن» هرچه سریعتر دشمنان خود، راهبرد فرسایشی در پیش گرفته است و حملات خود را بر بستر «زمان درازآهنگ» گنجانیده است.
در واقع، برای درک تواناییهای بالستیک باقیماندۀ ایران نباید به شمارش تعداد موشکها و پهپادهای پرتاب شده در روز بسنده کرد. به نوشتۀ «کِلی اِی. گریکو»، کارشناس نظامی آمریکایی در نیویورک تایمز، دولت آمریکا همواره از کاهش حجم حملات ایران سخن میگوید. مقامهای بلندپایۀ آمریکایی پیوسته به کاهش ۹۰ درصدی حملات ایران نسبت به آغاز جنگ اشاره میکنند. اما توجه نمیکنند که این کاهش ممکن است نتیجۀ تغییر تاکتیکِ جنگی جمهوری اسلامی ایران باشد.
حقیقت این است که پس از گذشت بیش از یک ماه از جنگ، اسرائیلیها و آمریکاییها نتوانسته اند به هدفهای اعلام شدۀ خود دست یابند. کنترل تنگۀ هرمز همچنان در دست ایران است و اگر این وضع ادامه پیدا کند، بحران انرژی در جهان شدیدتر خواهد شد. قدرت آتش ایران به رغم آسیبهایی که دیده است هنوز پابرجاست و جمهوری اسلامی ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را همچنان در عمق ۲۰۰ متری زمین پنهان کرده است. به گفتۀ کارشناسان، اگر بقایای جمهوری اسلامی از این جنگ جان سالم به در برند و نفسی تازه کنند، در ساختن بمب هستهای درنگ نخواهند کرد.
به گزارش وال استریت ژورنال، رئیس جمهور آمریکا در حال بررسیِ عملیاتی برای بازیابی این مقدار اورانیوم غنیشده است. چنین عملیاتی بسیار پیچیده و خطرناک است. زیرا ارتش آمریکا ناگزیر است نیروهای ویژه در خاک ایران پیاده کند. عملیات نظامی زمینی در ایران خطرهای بیشمار به همراه دارد. این عملیات افزون بر دشواریهای فنی و لجستیکی، میتواند بر حس انتقامجویی ایرانیان بیفزاید و این جنگ را که دولت آمریکا در آغاز امیدوار بود کوتاه باشد، طولانیتر کند. کارشناسان نظامی معتقدند که چنین عملیاتی در اوضاع و احوال کنونی، پیچیدهترین ماموریتی است که در تصور آدمی میگنجد.
رئیس جمهور آمریکا باید با مشکلات داخلی نیز دست و پنجه نرم کند. او میداند که با چنین عملیات پرخطر، اعتبار کشورش را در صحنۀ بینالمللی به داو میگذارد. دو مانع اساسی دیگر نیز در پیش پای او قرار دارد. نخست، احتمال کشته شدن سربازان آمریکایی و واکنش مردم آمریکا، و دوم، تورم روزافزون براثر افزایش شدید بهای انرژی.
طرفداران رئیس جمهور آمریکا میکوشند سخنان ضد و نقیض او را راست و ریس و توجیه کنند. اما او هر روز بیش از روز پیش دوپهلویی و سردرگمیاش را به نمایش میگذارد. از سویی، یقین استوار خود را به برتری نظامی آمریکا و پیروزی عملیات احتمالی زمینیاش در ایران اعلام میکند و از سوی دیگر، احتیاط میکند و همچنان به پیشنهاد کردن یک راهحل دیپلماتیک ادامه میدهد. او ادعا میکند که «به توافقی» با رهبری جدید ایران دست خواهد یافت و مذاکرات غیرمستقیم را از طریق کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه و مصر پیش میبرد.
سردرگمی و به نعل و به میخ زدنهای رئیس جمهور آمریکا نشاندهندۀ ناروشنی سرنوشت جنگ کنونی و از همه مهمتر، آیندۀ ایران و بیش از نود میلیون ایرانی است. آنچه در این میان روشن است، ویرانی فزایندۀ کشوری به نام ایران در زیر بمبارانهای بیامانِ دو برترین قدرت نظامی جهان است.